أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
476
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 695 ) مىخوانيم : « قال كذبتما يمنعكما من الإسلام دعاؤكما . . . » . ( 751 ) 36 / 19 و 20 « شما مىدانيذ كى خذاى - تعالى - قادرست . . . » جايگاه « كى » در دستنوشت ( ظ . ) پوشيده است ( گ . با كاغذ كى ) . ما « كى » را بحدس و قياس آوردهايم و نمىدانيم در دستنوشت آمده است يا نه ؟ ( 752 ) 37 / 2 « . . . خاموش گشتند » . اهل فضل دانند كه در گفتگوى مذكور در متن برخى ريختهاى فارسى را - صرفا با اعتنا به مبانى دستورى - هم مىتوان پرسشى خواند و هم غير پرسشى . براى دستيابى به وجه بيان بايد روايت تازى ماجرا را ديد . ما به روايت مجمع البيان ( ج 2 ، ص 696 ) در كار خود بىتوجّه نبودهايم . با اين حال بررسى گزارش مجمع البيان را در قرائت متن از خوانندهء ارجمند در خواهيم . نيز نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح - قدّس اللّه تعالى روحه العزيز - ( چ شعرانى ) ، ج 2 ، ص 435 و 436 ؛ تاج التّراجم ، ج 1 ، ص 332 - 334 . ( 753 ) 37 / 4 « آله » . علامت مدّ در اصل دستنوشت آمده . همچنين سنج : تفسير سورآبادى ، چ عكسى ، ج 1 ، ص 170 . اين مورد خاص را از اين جهت ، بتصريح ياد كرديم كه اين مدّ در كتابت متداول عثمان طه نيست و ممكن بود مدّ متن براى برخى اهل فضل پرسش انگيز گردد . ( 754 ) 37 / 5 « از جهت » . در عكس دستنوشت ، جايگاه « از » روشن و خوانا نيست ( ظ . به سبب آسيب ديدگى دستنوشت ) . به گمان و سنجش ضبط شد . ( 755 ) 37 / 7 « و آن » . در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست . از روى سايگك « و » و « ن » كه مىديدم چنين خواندم - و اللّه أعلم . ( 756 ) 37 / 7 « او » ، « فعل » . اين جايگاه در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست . از درستى قرائت اطمينان ندارم . ( 757 ) 37 / 11 « محمّد جرير » . جايگاه « جرير » در عكس دستنوشت چندان خوانا و روشن نيست ؛ ولى اميدوارم درست خوانده باشم . « محمّد بن جرير طبرى » : ابو جعفر محمّد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب طبرى آملى ، زاده به 224 يا 225 ه . ق . و در گذشته به 310 ه . ق . ، در آمل چشم به جهان گشود . هنوز دوازده ساله نبود كه براى دانش اندوزى به سوى رى و نواحي آن كوچيد و بهرهها از اين سامان برچيد . به آهنگ ديدار احمد بن حنبل راهى بغداد شد ولى پيش از رسيدنش آگهى آمد كه احمد بمرده ؛ پس به واسط رفت و نزد شيوخ سماع حديث كرد . آنگاه به كوفه رفت و در آنجا به سماع و كتابت حديث و آموختن